ميرزا محمد حيدر دوغلات
654
تاريخ رشيدى ( فارسي )
نسبت بود گرفت و به محمدى داد و به اجداد محمدى هيچكس [ را ] قريب اين رتبه دست نداده بود و اين امر قطعا لايق نبود چه در اين امور از پادشاه تا رعيت ، كفو را مرعى دارند . اما رشيد سلطان همه را واپس انداخت و اين اهانت را به خاندان خود پرداخت . از انسان ناطق كامل تا حيوان ناهق 957 سافل بازنشناخت . شنيعتر از همه آنكه از مرد لايق برآورده با مردك نالايق به تكليف داد . ع « 1 » : رسم كدام مردم و طور كجاست اين ؟ تصرف در مزاج رشيد سلطان و تسلط او به اين حد بود و سبب آن معلوم نى . محمدى را نه اكثار سوابق خدمت بود و نه در امور امارت فطانت و كياست و نه در محاورات و مكالمات ( 318 پ ) او را فصاحت و طلاقت و نه در محاسن شيم و مكارم اخلاق او را جرأت و درايت و نه در اوقات بزم او را فطانت و ظرافت و نه در هنگام رزم او را رويت و شجاعت و نه در مواجه و محاوره او را صباحت و ملاحت ، بلكه سواد الوجه فى الدارين وصف وجه احسن اوست چنان كه گفتهاند ؛ بيت : اى درونت سياه همچو برون * اى سيه روى اندرون و برون « 2 » مقالات مخمره او به تمام اباطيل و كلمات ميشومه او بر كل اكاذيب آنچه گفته مىشود . مجمل احوال او مذكور و مسطور شد تا شاهد عدل است ، راستى آن است كه آنچه امور نالايق كه از رشيد سلطان واقع شد همه پرداخته و ساخته وى است . به رشيد سلطان زياده از اين نيست كه تتبع او در جمله امور محمدى را مطلق وجهى ندارد . در اين ايام خبر آمده كه محمدى حيات را وداع كرده است . اگر راست باشد بعيد نيست كه رشيد سلطان را عنان فلاحى به دست آيد و بر سوء اعمال گذشته واقف گشته باشد و نادم شده . آمين يا ربّ العالمين . « 3 » رفتن مؤلف كتاب به طرف ارسنگ و كشته شدن برادرم عبد اللّه ميرزا و آنچه در آن لشكر واقع شده چون خان روانه دار الملك ياركند شد و بنده را رخصت فرموده در عشره 958 اولى
--> ( 1 ) . نگ : - ع . ( 2 ) . نگ : - بلكه سواد . . . برون . ( 3 ) . نگ : + فصل صد و هشتم .